دنیای جدید ما با پارسا کوچولو

فرزندم ،خدا با توست همراهی خدا با تو مثل نفس کشیدن است آرام ،بی صدا ،همیشگی

اندر احوالات تابستانی پارسا ( 1)

1394/6/6 17:02
نویسنده : مامان پارسا
396 بازدید
اشتراک گذاری

اما وقتی خاله فززانه برات لباس پلیسی یا ارتشی میخره

مثل ارتشی ها واستاده

یه روز مامانو مجبور کردم ظهر رمضون بریم پارک ناهار بخوریم و لاکپشتم هم ببرم.لاکپشت رو آجی غزاله برام آورده .از کجا از یزد .خلاصه این بیچاره اسیر ماست دیگه

 

 

 

 

و اما سفر به سرزمین پدری از 24تیر شروع شد تا 1 مرداد 94

آب تنی کردن

و گردش در باغات

و البته خوردن بلال و فرغون کشی

و خریدن تیر کمان و دوباره گردش و خوش گذرانی

و رفتن به دریاچه مصنوعی که کنار بندر شرفخانه تاسیس کردن که مثلا ارومیه احیا شد !!!!!!!

و تو پارسا نمیدانی من و پدرت چه چیزها از این دریا چه خاطره داریم وقتی برای خودش توریستی داشت و آب تا کجا تا لب جاده بود !!!!!و حالا خشک خشک .مردم خاطره دریا را فراموش خواهند کرد !!!!

 

 

 

پسندها (1)
نظرات (1) مشاهده جعبه ارسال نظر
آجی غزاله
7 شهریور 94 12:40
قربون اون تیپ مردونه و البته همیشه زحمتکش