اندر احوالات تابستانی پارسا
دنیای جدید ما با پارسا کوچولو
فرزندم ،خدا با توست همراهی خدا با تو مثل نفس کشیدن است آرام ،بی صدا ،همیشگی

پارسا

یک انسان آزاد ایرانی

برایم بهترینها را آرزو دارند و من به برترینهایش خواهم رسید .پدرم می گوید نامت را پارسا نهادیم تا نام ایرانی و انسانیت پارسیان را پاس بداری و همیشه پارسا باشی

مادرم می گوید پارسا،بر سر سفره ات از نام و ایمان کسی نپرس آنکه بر سفره خدا به جان می ارزد بر سفره تو به لقمه نانی خواهد ارزید

و حافظ برای مادر و پدرم این چنین گفت:

خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند        ساقی بده بشارت رندان پارسا را

1



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 16:03 | شنبه 17 دی 1390 توسط مامان پارسا

سلام به همگی.درسته که دیر اومدیم اما دیگه بلاخره عصر تکنولوژی رو مقصر باید دونست.عرض کنم که بریم سراغ اتقاقات چند وقت اخیر

عکس جامانده از نمایشگاه کتاب 94

کتابهای من

ادامه مطلب
 


ادامه مطلب :

ما چون علاقه به کشائرزی داریم و از طرفی دیدیم کشاورزان دستکش میپوشن منم دارم بته گوجه فرگی با کمک پد رجان میکارم

در سفر 14 و 15 خرداد به سرزمین مادری یه سر رفتیم دانشگاه مامانمون

مادر به اینجا میگن دانشگاه!!!

بعد ماه رمضون شد و روزای اول خاله فرزانه اینا با آجب بهاره مهمونمون بودن .سفره خانه سنی رضا

سفره اقطار دومین روز ماه رمضون

و با دایی محمد رضا و آجی بهاره

و در ادامه ماه رمضون یه شبانه روز رفتیم دریاچه شورمست از خاطرات خیلی خوب من سوار قایق بادی علی آقا شوهر عمه فریبا هست

اینم نمای دیگه با مادر جانمان و پسر عمه پرهام

جای با صفایی بود.همسایمون یه نوه ای داره که تقریبا یه سالی از من کوچیکتره ایشون هست آقا میثاق

اینم آبشار شاهان دشت تو راه آبگرم رینه،هنوز هم ماه رمضونه

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 13:58 | جمعه 6 شهريور 1394 توسط مامان پارسا
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

موضوعات

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ








خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست